يك دقيقه سكوت

۱-خوب؛ ما كه نيك مي دانستيم در المپيك به جز شرمساري،هيچ عايدمان نمي شود. اما به شدت روي اين مسئله اصرار ورزيده شد كه كاروان ايران در اين المپيك حتما مدال مي آورد. اما موفقيت در مسابقاتي مثل المپيك كه در تمام دنيا براي حضور در آن برنامه ريزي منظمي انجام مي دهند، نياز به پشتوانه سازي و آينده نگري دارد، كه حداقل با نگاهي كوتاه انديشانه كه در سازمان ورزش ايران وجود دارد،رسيدن به اين مسئله كمي دور از ذهن است.خوب قطعا با تفكري كه در سازمان وجود داشت و به جاي رسيدگي به امور جاري ورزش كشور، بيشتر در فكر افتتاح سالن يا استاديوم بودند، نمي توان به مدال آوري انديشيد. در اصل سوال اينجاست كه وظيفه اصلي سازمان ورزش چيست؟ قطعا اين طور خواهد بود كه بعد از چنين مسابقاتي معتبر و احتمالا عدم كاميابي در آن، سازمان تربيت بدني بايد پاسخگو باشد.
۲-هم اكنون در راس جدول رده بندي مسابقات المپيك، كشور ميزبان در صدر قرار گرفته است. حالا شما روزي را فرض كنيد كه كشور چين در اين مسابقات دورتر از حد تصور ظاهر شود و هيچ مدالي نگيرد. شما فكر مي كنيد چه اتفاقي مي افتد؟ قطعا قبل از اينكه حتي آن مقام مسوول در مقابل مردم كشورش و مطبوعات جواب بدهد، از سمتش استعفا خواهد كرد، چون حتما خودش را مقصر اول مي داند. حالااحتمال دارد با استعفاي او موافقت نشود اما در اينكه كشورش بعد از 4 سال سرمايه گذاري نتوانسته جايگاهي كسب كند، فقط و فقط اين رييس سازمان ورزش است كه بايد پاسخ دهد.
۳- اين يك تفاوت بزرگ در نوع نگاه است كه سال ها ورزش ايران را تحت شعاع قرار داده. اين شده يك قانون كه بعد از هر ناكامي و شكست در ورزش ايران هيچ مقام مسولي حاضر به پاسخگويي نيست و در نهايت اين سرمربي تيم، ورزشكار يا رييس فدراسيون مربوطه است كه مورد حملات قرار مي گيرد و احتمالا بايد جايش را به نفر بعدي بدهد.و اين چرخه همين طور ادامه دارد.
۴- المپيك 2008 پكن حتما براي ورزش ايران آوردگاهي كابوس وارانه بوده. اما اينكه انتظار داشته باشيم يك مقام مسوول كه در راس سازمان ورزش قرار دارد، درباره اين ناكامي پاسخگو شود دقيقا انتظاري بيهوده و نابه جا است. همين بس كه از لابه لاي اخبار المپيكي شنيده مي شود؛سيبل هدف با سنگين ترين ميزان انتقادها قرار است به كميته ملي المپيك وارد شود.در نهايت اين مديران و معاونان كميته المپيك هستند كه به عنوان يكي از برنامه ريزان براي تيم ها و ورزشكاراني كه قرار است در المپيك شركت كنند، از سمتشان خداحافظي مي كنند تا جاي خود را به يك مدير ديگر داده باشند كه البته عمرمديريت آن نيزفقط مي تواند در حد مسابقات المپيك باشد.
۵-باز هم همان سايست يك بام و دو هوا قرا است اجرا شود.اتاقي بسيار ساده كه اگر فيفا جلوي آن را نميگرفت برسر فوتبال ايران هم مي آمد و رييس سازمان ورزش ميشد رييس فدراسيون فوتبال.معادله بسيارساده است چون كانديداي بعدي براي تصاحب اين پست كسي نيست به جز مهندس عليآبادي كه قرار است تمام ناكامي در مسابقات المپيك را به مديران كميته ملي المپيك نسبت دهد وبعد از آن نيز خيلي راحت يك پست ديگر را در اختيار بگيرد تا ديگر هيچ كس به جز او نتواند بر ورزش ايران رياست كند.اين همان نوع نگاه كوتاه انديشانه است كه ورزش ايران را آذار مي دهد.
۶-حالا آيا بازهم قرار است در مورد اين ورزش صحبت كنيم يا دلايل ناكامي آن را جويا شويم.نه تنها شخص اول ورزش پاسخي نمي دهد بلكه خواهان رسيدن و دست يابي به پستي ديگر هم است. همان مهندس عمران كه اندر تناسب ورزشي بودن آن فقط مي توان به جرياني كه وي نكونام را با مجيد نامجو مطلق اشتباه گرفته بود اشاره كرد. با اين حال فقط مي توان مثل ساير موارد يك دقيقه به حال اين روزها سكوت كرد.

با دست هاي خالي

وقتي قرار شد رضا زاده به مسابقات المپيك نرود بعضي ها گفتند ايران هيچ مدالي نمي گيرد، اما خيلي خا هم گفتند كه ايران مي توان بدون رضا زاده هم مدال بياورد.در همين محاسبات بوديم كه المپيك شروع شد.از همان اول كه تلويزون با سانسور فراوان مراسم افتتاحيه را نشان داد، حس بدي داشتيم از المپيك و اين همان اول ناكامي بود...
با خودمان گفتيم : ايران هنوز اميد به طلا و مدال دارد و خيلي ها مثل سوريان هستند كه مدال بياورند.همان كشتي گيري كه تمام دنيا به او راي داده بودند.
اما سوريان هم رفت روي تشك و خيلي راحت باخت و به مقام پنجمي رضايت داد.در مسابقات جودو هم فقط نظاره گر ضربه شدن ورزشكاران بوديم.در شنا هم ما به كسي نمي گوييم چه شد و ..................
هر روز كه از مسابقات المپيك مي گذرد بيشتر شرمنده مي شويم.يعني واقعا سرنوشت كاروان ايران اين است كه خيلي راحت ببازد.اين كه مشكل كجاست را سال ها است كه هيچ كس نتوانسته حدث بزند يا اصلا نمي خواهيم بدانيم كه مشكل كجاست؟
البته اين همان سرنوشت كارواني كشوري است كه رياست سازمان تربيت بدني اش را يك مهندس عمران بر عهده دارد كه مي توان براي درصذ بيگانگي اش با ورزش به همين موضوع بسنده كرد كه هنوز فرق نكونام با مجيد نامجو مطلق را نمي داند.
بنابر اين مي توان گفت هيچ چيز ننويسم بهتر است و فقط سكوت كنيم. شايد ما همان دلمان به المپيك ايرانيان خوش باشد بهتر است.
به نشانه اعتراض فقط سكوت كنيم و اصلا ننويسيم، چه بسا بهتر...
