امپراطور در قلمرو داريوش

اگر از آنهايي كه خيلي نزديك با فوتبال زندگي مي كنند بپرسيد محبوب ترين چهره فوتبال ايران در چند سال گذشته يا حداقل سال گذشته چه كسي است؟ يك ايم را بر زبان مي آورند. حتما هيچ كس نامي از آنهايي كه بسيار ادعا دارند و در مورد فوتبال با دبدبه و كبكه حرف مي زنند، بر زبان نمي آورد.
حالا شما چه از استقلالي ها و چه از پرسپوليسي ها اين سووال را پبرسيد، تا به يك جواب برسيد.
پاسخ اين سووال مربوط به مردي جالب با افكاري بسيار جالب تر كه براي اولين بار واژه قلب شير را در ايران جا انداخت و به آن وسيله هم تيمش را قهرمان كرد.
اين شخص كسي نيست به جز افشين قطبي.
متولد شيراز.ساكن آمريكا.معروف به مردي با قلب شير.
مردي خوش قلب و كمي خودماني تر، مردي خوش تيپ و البته ساده دل. كار هايي مي كرد و حرف هايي مي زد كه هيچ كس او را درك نمي كرد، اما تمام اين ناملايمتي ها براي افشين كه به او لقب افشين امپراطور داده بودند، تاثير منفي نمي گذاشت و او فقط به قولي كه در لحظه ورود به ايران ، مبني بر قهرمان كردن پرسپوليس داده بود.
اما فصل تمام شد و امپراطور به قولي كه داده بود وفا كرد. اما داستان افشين آنقدر طولاني و البته تكراري است كه گفتنش در اين مقام نمي گنجد.
افشين بعد ازقهرماني تيمش رفت و ديگر حاضر نشد كه با همان شرايط در جمع قهرمانان ليگ باقي بماند. به قول قديمي ها عطايش را به لقايش بخشيد تا پرسپوليس بشود محل جولان خيلي ها كه در همين وبلاگ در موردشان نوشته شده. ( حتي درباره اشان نظر سنجي هم به راه انداخته شده است.)
ديگر هيچ كس فكر نمي كرد كه چرا افشين رفت چون همه مي گفتند كه او يك مرد حرفه اي است و خوب مي داند كه در ايران و با توجه به تمام جرياناتي كه بر فوتبال اين مرز و بوم حاكم است ديگر موفق نمي شود.ولي زمان خيلي زود نشان داد كه امپراطور هم اشتباه مي كند. و افشين با ورود دوباره به قلمرو داريوش بزرگترين اشتباه زندگي حرفه ايش را انجام داده است.
پرسپوليس حالا ديگر همان تيم سال گذشته نيست و نبايد خيلي زود با تمام نقل و انتقالات به ظاهر خوبي كه انجام داده آن را همان تيم سال گذشته تصور كرد.اين مرد دوست داشتني و محبوب هم نمي داند كه در ايران چه سرنوشتي در انتظار او است تا خيلي راحت تمام آنچه با زحمت به دست آورده است را از دست بدهد، كه البته همان محبوبيتش است.
امروز خيلي از دوست داران افشين مي گويند كه او بزرگترين اشتباه زندگي اش را انجام داده چون اين تيم حالا با آنچه او در ذهن دارد تفاوت هاي زيادي كرده است.
اي كاش افشين به ايران نمي آمد و مي گذاشت در ذهن هوادارانش همان چهره محبوب باقي بماند.
از افشين كه بگذريم مي رسيم به قسمت حساس پرسپوليس كه همان داريوش خان بزرگ و دار ودسته سازماني اش است. همان دار و دسته اي كه حالا با آوردن قطبي باز هم به اين موضوع فكر نكردند كه خودشان نه صبر و تحمل كاشاني را دارند و نه مثل او به قطبي اعتقاد دارند، آنها فقط و فقط به يك دليل كه آن هم صداي اعتراض هواداران اين تيم بود، ناچار به آوردن امپراطور شدند و اين امكان وجود دارد كه هر لحظه با دستور رييسشان ( مهندس علي آبادي ) افشين را كنار بگذارند.
در قسمت هاي بعدي باز هم در باره فتح پرسپوليس به دست داريوش نوشته خواهد شد.


پايتخت جهاني
![]()
شهردار قاليباف حالا در يك نظر سنجي بسيار معتبر در يازده شهردار برتر جهان قرار گرفته است. در ميان 50 شهردار جهان يك رقابت فشرده انجام شد تا بالاخره برترين شهردار جهان انتخاب شود و در پايان دور اول اين انتخابات شهردار قاليباف در جمع يازده شهردار اول ايستاد. حالا شايعه سازان هر چه دلشان مي خواهد بگويند ولي از قديم گفتند تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها، قطعا شهردار قاليباف در اين مدت خدمات مناسبي براي پايتخت نشين ها داشته كه حتي در يك نظرسنجي جهاني هم اين طور در جمع برترين ها قرار مي گيرد ، البته تحول تهران از هر نظر خود اين ادعا را ثابت مي كند.
البته بهتر است بدانيد شهردار قاليباف در شرايطي اين افتخار را براي ايران كسب مي كند كه اين روزها مطبوعات و رسانه هاي خارجي باتوجه به پرونده هاي انرژي هسته اي مانور بدي در مورد ايران داشته اند و جالب تر مي شود اگر بدانيد كه دراين نظر سنجي از سراسر دنيا چيزي حدود 20 هزار نفر شركت كرده اند.
حالا باز هم بياييم و در مورد شهردار قاليباف بگوييم كه او رفتار رضا خاني دارد و كلي پشت سر دكتر حرف بزنيم.
به جاي اين كارها بهتر است شهردارهاي برتر جهان در پايان دور اول انتخابات را بشناسيم.
محمد بافر قاليباف شهردار تهران ايران
هلن زيل شهردار كيپ تاون آفريقاي جنوبي
لئوپولد ادواردو لوپز شهردار چاكائو ونزوئلا
گوران يوهانسون شهردار گوتنبرگ سوئد
جيمي نبوت شهردار گواياكيل اكوادور
اولريش مالي شهردار نورنبرگ آلمان
فيل گوردون شهردار فونيكس آمريكا
خوزه فوگاچا شهردار پورتو آلگره برزيل
سالوادور گانداره شهردار ويلا نوئبا گواتمالا
المار لدر گربر شهردار زوريخ سوئيس
قراراست تا پايان ماه سپتامبر هم بررسي ها ادامه داشته باشد و تنيجه نهايي در 14 اكتبر اعلام شود.
با آرزوي موفقيت براي دكتر قاليباف.
در حاليكه نظر سنجي عمومي براي انتخاب شهردار نمونه جهان متوقف شده اما علاقمندان مي توانند استدلالات خود را در حمايت از يكي از شهردارهاي فوق با مشخصات كامل به ايميل اين گروه به آدرس vote2008@worldmayor.com ارسال كنند.
همشهري كشون

يك فيلم نامه اكشن براي روزنامه ها نوشته شده. اين فيلم نامه ظاهرا در چند اپيزود است و اين روزها هم در حال فيلم برداري. نويسنده كه نبايد نامش فاش شود،خيلي محرمانه به دوستانش گفته: هدف اين فيلم نامه در كل نابودي مطبوعات و تمام فلم به دستان است.
اول: روزنامه تهران امروز به خاطر چاپ يك ويژه نامه اي كه درآن تصويري تيره از رييس جمهور به چاپ رسيده است شبانه توقيف مي شود. تعداد زيادي از جوانان بي كار مي شوندو روزنامه تهران امروز به طور كلي لغو امتياز مي شود. در ضمن سرنوشت اين روزنامه به طور كل به سياهي مي رود.
در اين قسمت از فيلم بايد تمام روزنامه نگاراني كه به طور كلي منتقد دولت هستند از پادرآيند.
دوم: در جلساتي پنهاني براي يك روزنامه ديگر كه البته آن هم از نگاه دولت درمقام نقد قراردارد در آستانه تعطيلي قرار مي گيرد.نام روزنامه چيزي نيست به غير از روزنامه همشهري.
اين روزنامه در حال حاضر پرفروش ترين روزنامه كشور است.توجه داشته باشيد كه حتي يك روز تعطيلي اين روزنامه هم مي تواند به نفع رقيبان باشد.البته متوقف كردن اين روزنامه كار ساده اي نيست پس يك برنانه ريزي بسيار دقيق مي خواهد.
سوم:روزنامه هاي هستند كه مي خواهند جاي همشهري را بگيرند ويك توقف كوتاه از اين روزنامه كه تيراژي بسيار بالا دارد مي تواند اين روزنامه تا مرز نابودي بكشاند و اين موضوع باعث خوشايند كساني است كه البته باعث بسته شدن روزنامه تهران امروز هم شدند.
چهارم: تا اين لحظه گزارشاتي رسيده مبني بر اين كه اقداماتي براي بستن همشهري انجام شده ولي اين كه مديران اين نشريه فعلا سوتي مربوطه را نداده اند تا اين كار سرعت پيدا كند و گروه مخالف به هدف خودش نزديك شود را مي توان تنها دليل سرپا بودن همشهري دانست. روزنامه همشهري با تمام ضميمه هايي كه دارد و در دست هر نوع قشري از ايرانيان وجودودارد براي دولت بسيار خطرناك محسوب مي شود و اين يك دليل بسيار مناسب است تاهر چه سريعتر اين روزنامه را متوقف كنند.
پنجم: هدف فقط اطلاع رساني بود و اينكه بدانيم اين حركت در حال اجرا است. انگار ديگر نمي خواهند هيچ روزنامه اي به فعاليت خود ادامه دهد.

حالا كي رفتار رضاخاني دارد
خانم فاطمه رحبي يك بر ديگر هم دست به كار شد و در يك مطلب بسيار تند و غير قبال باور، اين بار شهردار تهران را به ضعم خودش زير سووال برد.
همسر غلام حسين الهام دروبلاگ شخصي اش شهردار قاليباف را به عنوان فردي كه مديرت رضا خاني دارد نام برد. فاطمه رجبي در اين وبلاگ مثل هميشه و با آن ادبياتي كه از او سراغ داريم مطالبي تند و كاملا غير قابل را نوشته است كه نمي توان به آن استناد كرد.
در باره اين نوشته توسط خانم رجبي فقط به چند سووال استناد مي كنيم و مابقي را به دوستان روشنفكر مي سپاريم.
مسئله اول: ديكتاتور كيست؟ حتما همان كسي نيست كه براي يكسري انتقادات يك روزنامه را مي بندد و برايش اصلا اهميتس ندارد كه عدهاي بيكار مي شوند.
مسئله دوم: وقتي مي خواهي از يك نفر انتقاد كني راه حل و البته نوع گفتمان بهتري هم وجود دارد.
مسئله سوم: بهتر نبود مي گذاشتيد در اين باره مردم اظهار نظر كنند.
مراجعه: براي اطلاعات بيشتر به وبلاگ خانم رجبي مراجعه كنيد تا در باره اين اتهام كه وي به شهردار تهران وارد كرده است مطلع شويد.
تذكر: فكر نمي كنيد كه اين گونه انتقاد صريح و تند شما خانم رجبي بيشتر به تفكرات رضاخاني نزديك است.

فتح پرسپوليس به دست داريوش
( قسمت اول )

باز هم مهندس علي آبادي زحمت كشيد و يك انتخاب جالب ديگر در پرسپوايس انجام داد تا يك گام ديگر اين تيم را به سمت نابودي پيش ببرد.
از انتخاب آخوندي كه نمي دانيم چه طور در ورزش سر در آورده است، به عنوان يكي از اعضاي هيات مديره پرسپوايس و البته استاد مصطفوي به عنوان مدير عامل كه تمام اين ها نشان دهنده روند نابودي سرخپوشان است.
اينكه چه طور يك مدير كاملا استقلالي سر از پرسپوليس در آورده است هم جزو همان عجايب ورزش ايران است كه امثال آخوندي و علي آبادي سر از آن در مي آورندو مي شوند همه كاره .
يكي مي گفت بابا خوش به حال پرسپوليس شد.
يكي پرسيد، چرا؟
آن يكي جواب داد: اين آدم يعني مصطفوي خوب بلد است براي اينكه مجموعه تحت مدير يتش موفق شود چه كار كند.
اين يكي جواب داد: بابا ديگر دوره آن كارها گذشته است.
تذكر: همان كار هايي كه همه مي دانند.

اصلا با اين مسائل كاري ندارم. مسئله اصلي اين است چرا اين همه تغيرات آن هم درتيمي كه قهرمان شده است به وجود مي آوريد؟
حالا مي خواهيد تيم را يك دست كنيد و آدم هاي خودتان را بچينيد، به قول يكي از دوستان مگر قطع الرجال است كه از افرادي سوخته استفاده مي كنيد؟
باز هم مي گويند كه مصطفوي زماني رييس فدراسيون فوتبال بوده و حداقل چيزي از اين فوتبال مي داند اما سووال اصلي اين است كه اين جوان كم سن وسال يعني آخوندي را از كجا آورده ايد و چرا او بايد بشود عضو هيات مديره پرسپوليس؟
جواب: به هر حال بايد در هيات مديره يك نفر باشد كه اين از هر نظر به علي آبادي نزديك باشد و نقطه نظرات او را در اين تيم اعمال كند.

در اين مطلب تيتر زديم: فتح پرسپوليس به دست داريوش اما انگار بايد اين تيتر را اصلاح كنيم.
اصلاح: فتح پرسپوليس به دست علي آبادي.
براي اينكه از نظرات تمام آنهايي كه مي گويند از ورزش و به خصوص فوتبال سر در مي آئرند يك نظر سنجي در گوشه سمت چپ اين وبلاگ در نظر گرفته شده تا نظرات خود را ثبت كنند.
نويسنده وبلاگ: نويسنده وبلاگ خوب مي دانست در مورد اين انتخاب چه بايد بنويسد اما ترجيح داد تا كمي زمان به پيش برود و در قسمت هاي بعدي بيشتر از فاجعه در پرسپوليس بنويسد و اين تازه قسمت اول بود.
شنبه روز بدي بود


با تمام استرس ها به خانه رفتم تا روي مبل لم بدهم و بازي را تماشا كنم اما استرس داشتم.داشتم در ذهن تمام كري هايي را در روز براي دوستان خوانده بودم را مرور مي كردم.هنوز به شروع بازي زمان داشتم،اولين اس ام اس آمد:
man midonam emshab holand asire sosa mishe
دلم مي خواست به اين دوست ايتاليايي بعد از بازي اس ام اس بزنم و بگويم: ببين داداش فان باسن كبير به اين راحتي جام را از دست نمي ده آن هم مقابل روسيه.
بازي كه شروع شد هم من شكه شدم هم آنهايي كه مي خواستند هلند حذف شود.
باز هم اس ام اس بازي شروع شد:
Baba in holand ke rafte to ghoti
Dadash dige nagi holand ghahraman mishe
Dige nagi viva holan
و روسيه حمله مي كرد ومن سرگردان بين اس ام اس ها و ناراحت از شروع يك تراژدي. فان باسن كه اسطوره من بود ميخكوب روي نيمكت و حالا دارد اين روسيه نمايش قدرت مي دهد.

بالاخره روسيه گل زد تا موبايل شروع به زنگ زدن كند و دوستان ايتاليايي كه بد جوري آنها را كوبيده بودم بروند روي اعصاب.
Faghat saket bash
Dige harf nazan
Boro baba ba in timrt
Heif mikhasdtim to nime nahaee azaton entegham begirim

و من فقط بايد سكوت مي كردم.ذهنم رفت به همان بازي هلند- شوروي كه روزگار خوبي داشت هلند با همين ماركو فان باسن تا اينكه هلند گل مساوي را زد وحالا بايد من اس ام اس بزنم:
Be tamame dostane iataly bayad khedmatetan arz konam ke khafe chon bazi 90 min ast
اما انگار سرنوشت روز شنبه مثل همان شعر معروف فرهاد مهراد است: شنبه روز بدي بود
گاس هيدينگ نمي خواهد به شاگردش ببازد و روس ها به ياد دوران اوج خودشان فقط دارند حمله مي كنند تا بالاخره تراژدي روسيه در يك شنبه بد خلق شود. واما دوباره دارد اس ام اس مي آيد:
Hoooooooo hoooooooooooooooo
Holand sorakh
Italy ghahreman
Narenji az jam ekhraj shod

حالا دارم چهره در هم رفته ماركو فان باسن كبير را مي بينم كه از فرط شوكه شدن در جايش ميخكوب شده . كمي آن سو تر گاس دارد با روس ها جشن مي گيرد.
سيگار روي لب است و داري تمام اس ام اس را مي خواني كه پژمان زنگ زد:
داداش ناراحت نباش. بيا با هم شعر معروف شنبه را بخوانيم.
شنبه روز بدي بود
روز بي حوصلگي
وقت خوبي كه مي شد غزلي تازه بگي

چه مي كنه اين تركيه
تا به حال براي تركيه در جام ملت هاي اروپا چه قدر شانس قائل بوديد؟
حالا و بعد از بازي درخشان تركيه مقابل كروواسي كه خود يك مدعي براي قهرماني در تورنمت بود، چه قدر شانس قائل هستيد؟
آنها يك گروه خشن نيستند.آنها يك تيم متحد هستند و شايد اين عكس ها بهتر از هر چيز ديگر مي تواند واقعيت را در مورد اين گروه ارزشمند روايت كند.
آنها براي رسيدن به آنچه مي خواهند حتي دقيقه پايان را هم نمي شناسند. تركيه حالا براي تمام آنهايي كه در جام حضور دارند يك مدعي شناخته مي شود.ببينيد كه آنها چه طور براي رسيدن به پيروزي مي جنگند و ازهيچ كش نمي ترسند.

اين مربي حتما آن قدر شجاعت دارد كه براي رسيدن به آنچه مي خواهد اميد را تا دقايق پاياني زنده نگه دارد.
