تبليغاتX
تماشاگران
آزاد آزاد براي قلم

وقتی علی آبادی از کاشانی خسته می شود

 

حاجی حاجی مکه

 

 

۱- انگار این بار دیگر حاجی ناز نمی کرد. او اینقدر در طول فصل ناز کرده بود که هیچ کس فکر نمی کرد این بار استعفایش جدی باشد اما این بار حکایتی دیگر است. جلسه با پدر معنوی آن قدر طول کشید که همه به این جلسه شک کرده بودند. یکی می گفت این بار هم هر طوری شده باز هم حاجی رو نگه می دارن. ولی ظاهرا حاجی خودش می دانست که رفتنی است.

2- اول قرار بود جلسه برای انتخاب سرمربی باشد و همه منتظر انتخاب حمید استیلی بودند ولی ناگهان همه چیز عوض شد  و حاج حبیب گفت که می رود. یعنی حقیقت دارد؟ اما انگار حقیقت دارد، نه حمید می ماند نه حاج حبیب.

*تبصره: راستی نگفتم منظور از پدر معنوی چه کسی است؟

*پاسخ: منظور همان رییس علی آبادی است.( این لفظ را خود حاج حبیب به او داده بود )

 

 

 

۳- جلسه شروع می شود و حاجی هنوز این حرف را از پدر معنوی نشنیده و آب پاکی روی دستش ریخته نشده.پدر می گویید: تو باید بروی تا پرسپولیس یک نفر که البته هماهنگ تر است بیاید و بشود مدیرعامل.

*البته دستت درد نکند که در طول فصل از رییس حمایت کردی و هیج جا نگفتی که  چه لطماتی به پرسپولیس زد حاجی.   

4- به هر حال حاج حبیب دیگر با رییس هماهنگ نیست و هر درخواستی می کند چندین ماه طول می کشد که درخواستش اجابت شود. البته اگر با رییس هماهنگ نباشی با آن یکی رییس یعنی رییس هیات مدیره هم هماهنگ نیستی.

*تذکر:در طول فصل یک بار حاج حبیب در یکی از جلسات هیات مدیره درگیری لفضی پیدا کرد والبته به بیمارستان قلب رفت.

 

 

۵- حالا کاشانی دیگر رفته و پرسپولیس به زعم پدر معنوی به آرامش رسیده است. احتمالا حالا اگر مدیر عامل جدید هر کاری بخواهد انجام می دهند.مثلا اگر مدیر جدید پول بخواهد می گویند: بفرما. البته دو دستی. حالا اگر جلسه بخواهد می گویند: فقط بگو کی.  حالا اگر هر چه بخواهد می گویند: فقط امر کن.

 

*سرنوشت:  حالا سرنوشت حمید استیلی چه می شود؟

در جلسه گفتند حمید هم دیگر نیست.

*چشم انداز: به امید خدا لیگ قهرمانان آسیا…….

*رونوشت: از این به بعد بیشتر با سازمان ورزش هماهنگ باش.

*پی نوشت: پرسپولیس که پارسال قهرمان شد، فعلا با آن خوش باشید.

*حاجی چی می شه: دفتر شورای شهرو رسیدگی به کارهای شهری.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 18:19  توسط علي طاهر  | 

پرچم کمک داور

 

 

در جریان بازی پرچم کمک داور بهم می ریزد و نهایتا تعویض می شود وکارشناس برنامه به زغم گزارشگر، موضوع را طبیعی دانسته و به تعدد آن در لیگ برترفوتبال ایران اشاره می کند. که باعث پوزخند تمسخر آمیز گزارشگر می شود و من دلم می گیرد که چقدر زود بازی زیبای پرسپولیس- سپاهان به فراموشی سپرده شد.وگل دقیقه 95 که عادل خان میگفت فوتبال بی رحمی خود را نشان داده و... و همان عباراتی که پس ازگل سوم ترکیه به جمهوری چک و... راستی آقای فردوسی پور افتادن پرچم کمک داور بار فنی داشت؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 16:46  توسط علي طاهر  | 

تولد يك استاد

امروز تولد سردبير سابق مجله تماشاگران است مردي چاق و اخمو اما دوست داشتني كه در حال حاضر سردبير روزنامه دنياي فوتبال است.

پژمان كه معروف به استاد است در چنين روزي در شهر اراك به دنيا آمد اما هيچ كدام از همشهري هايش فكر نمي كردند او روزي اين طور مطبوعات ايران را تحت تاثیر قرار دهد.

به هر حال استاد دوستت داريم .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 13:10  توسط علي طاهر  | 

مسافر دربستي

 

يك راننده پير چند روز بعد از سهميه بندي جديد با مسافر در بستي اش  در به دل مي كرد و مي گفت: من دو دختر دانشجو دارم و مجبورم تا نصف شب كار كنم.

شايد جالب باشد كه گفت و گو اين راننده تاكسي با مسافرش را بخوانيد:

مسافر: آقا چرا اينقدر اينقدر گران؟

راننده: اي بابا مثل اينكه تو ايران زندگي نمي كني داداش.

مسافر: مگه چه خبر شده.

راننده: اي آقا شما هر چي دلت خواست بده.

 

ظاهرا راننده به شدت از يك چيز شكايت دارد.......................

 

راننده: هر روز از خواب بلند مي شن يه تصميم تازه مي گيرن

مسافر: ديگه چي شده

راننده: سهميه سوخت ما را باز هم كم كردند

مسافر: الان چند ليتر دارين؟

راننده: ماهي 200 ليتر

مسافر: قبلا چه قدر داشتيد؟

راننده: چه فرقي مي كنه. آقا با اين وضعيت ديگه  نمي شه كار كرد. مي ترسم فردا بگن بايد با بنزين آزاد كار كنيم.

مسافر: خواب چرا اين كار را كردند؟

راننده: خودشون هم نمي دونن.

آقا حالا من اگه كمي كرايه رو گرون كنم همه شاكي مي شن ولي نمي دونم چرا هيج كس از اينكه آقايون اين طور تصميم مي گيرند شكايتي نمي كند؟

 

 

 

مسافر به مقصد رسيد و ديگر به اين موضوع فكر نكرد شايد مثل همان هايي كه بدون هيچ منطق و دليل خاصي چنين سهميه بندي اي را انجام دادند...............

 

توضيح: بعد از تعطيلات چند هفته گذشته ناگهان وزير كشور در اقدامي جالب سهميه سوخت تاكسي ها را به شدت كم كرد و اين در حالي است كه شايد خيلي از ماشين هاي شخصي بيشتر از يك تاكسي كه وظيفه اصلي جا به جايي را بر عهده دارند سوخت در اختيار داشته باشد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 17:3  توسط علي طاهر  | 

سرگيجه

امروز سرگيجه داشتم و سردبير مدام مي گفت: چرا مطلبت را تحويل نمي دهي. براي همين وقت نداشنم تا اين وبلاگ جديدم را به روز كنم براي همين از سلطان عكاسان ايران خواستم تا چند فرم عكس افتخار دهد تا با اين افتخار وبلاگ را به روز كنم اما خوب مي دانم اين سلطان عكاسي مفهومي حتما چند روز بعد كه مرا ببيند از خجالتم در مي آيد و مي گويد هر فرم ............. هزار تومان.

الان هم سردبير با صداي بلند مي گويد: پس كجايي، لامصب مطلب چه شد و من بايد بروم.

حالا شما بينندگان جان اين عكس هاي مفهومي را تماشا كنيد تا من مجددا به روز شوم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 16:11  توسط علي طاهر  |